من اومدم

سلام به همه اونایی که اینجارو می خونن

این دفه غیبتم یه کم طولانی شد. راستش این روزا همچین سریع می گذره که نمی فهمم چی به چی هست، یه دفعه نگاه به ساعت می کنم می بینیم عه دوازدهه و من هنوزکلی کارام مونده

هفته پیش به دلیل ابتلا به بلای خانوادگی منو و امیر و نازگلا همه با هم سرماخوردیم بدجور. یعنی اول نازی مریض شد، گلی هم که طبق معمول از اون گرفت. بعد امیر مریض شد و دست آخر هم من. خیلی بهم سخت گذشت چون با اینکه مریض بودم، باید از اون 3 تا مریضم پرستاری می کردم. این امیر هم که مریض میشه لعبتی میشه واسه خودش. می دید منم مریضو بی حالم ها هی غر می زد و ناله می کرد، دوست داشتم خفش کنم به خدا عصبانی. مادر شوهر چند باری زنگ زدو گفت یا اون بیاد پیشمون یا ما بریم اونجا که بهمون برسه. اما من قبول نکردم، گفتم پیرزن و پیرمرد یه وقت از ما میگیرن گناه دارن.

پنجشنبه رفته بودم پیش درمانگرم. بهش گفتم که هنوز بعد از چند سال وقتی یاد بدی هایی که یه نفر در حقم کرده میفتم گریم می گیره و ازش متنفر می شم.یه روش جالبی بهم یاد داد : گفت فکر کن که اون آدم مجرم و محکومه. تو هم وکیلشی و باید تودادگاه ازش دفاع کنی. راستش این تمرینه اولش به نظرم مسخره اومدف اما وقتی چند باربا روش تجسم ذهنی انجامش دادم دیدم گویا وکیل خوبی هستمو خودم خبر نداشتم مژه . یه برگه پر از دایره هم بهم داده بود. ازم خواسته بود تو دایرهوسطی که بزرگ و تیره بود بدیهای اون آدم رو بنویسم و رو بقیه دایره ها خوبی هایی که در حق من کرده یا صفات خوبی که داره رو بنویسم. الان که تقریبا یه هفته از شروع تمرینم میگذره احساس می کنم که از احساس بدم نسبت به اون آدم کم شده لبخند

برای ولنتاین برای امیر یه ست لوازم اصلاح خریدمو وقتی اومد خونه با شکلات و یه شاخه گل بهش دادم، کلی تعجب کرد، چون اصن نمی دونست چه خبره. منم ازش ناراحت شدم و گریه کردم. بهش گفتم که خیلی بی احساسی، اصن به من توجه نمی کنی و ... . داشتم بهش می گفتم یادته آخرین بار که واسه من گل خریدی کی بود که یه دفعه یاد هفته پیش افتادم خجالت، اما چاره ای نداشتم باید جملم رو کامل می کردم زبان

اونم گفت هفته پیش. اما من از رو نرفتمو ادامه دادم. خلاصه که در زهرمار کردن ولنتاین به کام خودم و همسر کلی موفق بودم ابرو

/ 4 نظر / 17 بازدید
نارسیس

چرا آخه خودتونو اسیر این مناسبت ها می کنین ؟ [نیشخند] هی قهر آشتی واسه این چیزا ! یه روز تولد ، یه روز اشنایی ، یه روز ولنتاین ، یه روز ... بی خیال بابا [رویا] خون کثیف خودتونو آلوده می کنین [قهر]

افت و خیز !

ما خانما استاد اینجور موفقیت ها هستیم [زبان]

ساقی

برا ولنتاین گریه کردی؟؟؟؟؟ واقعا؟؟؟؟ اخه از این مناسبت الکی تر و بیخود تر نبود که براش گریه کنی؟! باز سالگرد ازدواجی، تولدی چیزی بود یه حرفی!!!

ساقی

نیستی خانم!